دو ناو ایرانی از آب‌راه سوئز گذشتند و در بندر لاذقیه سوریه، در دریای مدیترانه، پهلو گرفتند، بدون آن‌که کسی جرئت بازرسی آن‌ها را به خود بدهد.

این امر به دو علت ساده برمی‌گردد: عبور این ناوها هیچ قانونی بین‌المللی و دریانوردی را نقض نمی‌کرد؛ و شرایط در منطقه کاملا عوض شده است.
دو هفته قبل و از زمانی که روشن شد دو ناو ایرانی از آب‌راه سوئز رد می‌شوند، اسرائیل فورا از خود واکنش نشان داد.
اویگدور لیبرمن، وزیر امور خارجه اسرائیل، آن را اقدامی تحریک‌آمیز خواند که «اسرائیل در مقابل آن ساکت نمی‌ماند».
ارتش اسرائیل هم ادعاهایی درباره محموله این دو ناو را منتشر کرد، بدون آن‌که مدرکی در مورد آن وجود داشته باشد. روزنامه «معاریو»، به نقل از منابع نظامی اسرائیل نوشت که این دو ناو، موشک‌هایی با بردهای مختلف حمل می‌کنند و تجهیزات نظامی دید در شب و مهمات نظامی برای حزب‌الله لبنان می‌برند.
سپس بنیامین نتانیاهو، نخست وزیر اسرائیل، وارد میدان شد و گفت که «اسرائیل به این اقدام واکنش نشان می‌دهد». شیمون پرز، رئیس رژیم اسرائیل، سعی کرد به این موضوع جنبه بین‌المللی بدهد و در سخنانی در مادرید اسپانیا، عبور ناوهای ایرانی را «به صدا درآمدن ناقوس خطر برای اروپا و کل جهان خواند».
اسرائیل عبور این دو ناو را در ادامه سفر رئیس جمهوری ایران به لبنان و جنوب آن در سال گذشته قرار داد که موجب تقویت جناح‌های دولت‌های ضد اسرائیلی و تضعیف دولت‌های معتدل عربی می‌شود.
تهدیدها و جنجال‌آفرینی اسرائیل هیچ همراهی در سطح منطقه و جهان پیدا نکرد. سخنگویان کاخ سفید و وزیر امور خارجه امریکا اعلام کردند که از عبور دو ناو ایرانی اطلاع دارند. مشاور دیپلماتیک رئیس جمهوری فرانسه، نیکلا سارکوزی در پاریس گفت: «فکر نمی‌کنم که اهمیت نظامی داشته باشد، بلکه بیشتر به پیامی سیاسی نزدیک است که باید به آن توجه کنیم». اوانا لانگیسکو، سخنگوی پیمان آتلانتیک شمالی (ناتو) نیز اظهار داشت: «ما حوادث منطقه را پیگیری می‌کنیم و دو کشتی ایرانی را همان اندازه زیر نظر می‌گیریم که دیگر ناوهای جنگی را».
اسرائیل امیدوار بود که تهدیداتش موجب شود که امریکا بر شورای نظامی حاکم بر مصر فشار بیاورد تا مانع از عبور اولین ناوهای ایرانی از آب‌راه سوئز از سال 1979 شوند. این اقدام هم به جایی نرسید؛ گویا هنوز نمی‌داند که «حسنی مبارک، این گنج استراتژیک اسرائیل»، دیگر بر مصر حکومت نمی‌کند. حسنی مبارک سال گذشته به زیردریایی‌های اسرائیل، اهدایی دولت آلمان، اجازه داد وارد دریای سرخ شوند و خود را به آب‌های خلیج فارس برسانند.
اسرائیل و مصر و پیمان ناتو قبلا توافق کرده بودند، به بهانه جلوگیری از رسیدن سلاح به حزب‌الله در لبنان یا حماس در غزه، کشتی‌های ایرانی بازرسی شوند. چنین اتفاقی نیفتاد و ... اسرائیل شکست را پذیرفت.

بعد از آنکه روشن شد مصر به این دو کشتی اجازه عبور می‌دهد، ارتش اسرائیل ناچار شد اشتباه رهبران سیاسی خود را ببلعد و سخنگویان آن اعلام کردند: «دیدار ناوهای ایرانی از سوریه هیچ خطری را متوجه اسرائیل نمی‌کند، افزون بر اینکه هیچ منافاتی با قوانین بین‌المللی ندارد».
برخی از تحلیگران منطقه‌ای نوشتند که «رسیدن ناوهای ایرانی به بندر لاذقیه سوریه، در دریای مدیترانه، نشانه‌ای تاریخی و استراتژیک است که با توجه به تحولات شتابزده خاورمیانه اهمیت دو چندان پیدا می‌کند. فشارهای اسرائیل بر ایالات متحده یا بر دولت جدید مصر نتیجه‌ای نداشت؛ چون امریکا ضعیف‌تر از آن است که در پرتو تحولات انقلابی روز افزون در منطقه عربی و وتوی قطعنامه فلسطینیی ـ عربی در محکومیت شهرک‌سازی اسرائیل، وارد برخورد با ایران شود».
طبق معاهده قسطنطنیه، در اواخر قرن نوزدهم، دولت مصر باید به کشتی‌های متعلق به دولت‌های غیرمتخاصم با خود اجازه عبور از آب‌راه سوئز میان دریای سرخ و دریای مدیترانه را بدهد. ایران در حال تخاصم با مصر نیست و این دو کشتی مأموریت جنگی ندارند و برای شرکت در مانور نظامی مشترک با سوریه به مدیترانه رفته‌اند.
اسرائیل هنوز نپذیرفته است که دیگر نمی تواند در منطقه دستور بدهد و امریکا دیگر قدرت قبلی را در خاورمیانه ندارد و متحدان عرب اسرائیل و امریکا بتدریج جای خود را به دولت‌هایی می‌دهند که فاصله‌ای با مردمشان ندارند، مردمی که در 60 سال گذشته با دیده رضایت‌مندی به اقدامات اسرائیل ننگریسته‌اند. نه تنها مصر، بلکه کل منطقه تغییر یافته است.
عبور ناوهای ایرانی برای شرکت در مانور با نیروی دریایی سوریه قبل از تحولات اخیر منطقه عربی برنامه‌ریزی شده بود، ولی زمانی رخ داد که این تغییرات موجب تغییر اولویت‌های ایالات متحده و دولت‌های غربی در خاورمیانه شده است. اسرائیل نبردی تبلیغاتی ـ سیاسی را بدون توجه به این تغییرات آغاز کرد و شکست خورد. شاید همین شکست سبب شود که اسرائیل هم در پی تغییر اولویت‌های خود در خاورمیانه و فلسطین برآید. آیا این تغییر رخ خواهد داد؟

============================================================
تحلیل دوم//
ایران و سیاحت دریایی پس از مبارک

درست در روزهایی که اسرائیل و ایالات متحده با چشمانی نگران عبور دو ناو ایران از کانال سوئز را به نظاره نشسته بودند، رهبری ایران در دیدار با نخبگان جهان اسلام از خاورمیانه‌ای جدید و در حال شکل گرفتن سخن گفت. وی از بیداری جهان اسلام حرف زد و معادلات منطقه‌ای که می‌رود تا دیگر بر مدار سابق نچرخد.

سقوط دو دیکتاتور نورچشمی ‌غرب یعنی زین العابدین بن علی در تونس و حسنی مبارک در مصر با اغاز ناآرامی‌ها در بحرین همزمان شده است. بحرین مقر نظامی ‌ایالات متحده در منطقه است و با این موجی از تحولات چندان هم سخن گفتن ایران از خاورمیانه‌ای جدید بی‌دلیل نیست. خاورمیانه‌ای که می‌رود تا به ارزش‌های غربی دیکته شده در چند سال اخیر چندان پایبند نباشد. خاورمیانه‌ای که می‌رود تا استقلال را تجربه کند.

ناوهای ایران با مجوز مصر از کنال سوئز عبور کردند و به سمت سوریه در حال حرکت هستند. آخرین بار در زمان حکومت سلطنتی در ایران یعنی پیش از 1979، ایرانی‌ها بیخ گوش اسرائیل چنین مانور نظامی ‌را ترتیب داده بودند. ناوهای ایرانی برای نخستین بار در 32 سال گذشته از سوئز عبور کردند. نخست وزیر رژیم صهیونیستی بنیامین نتانیاهو در واکنش به این حرکت نظامی‌ ایران، این کشور را به تلاش برای بی ثبات کردن منطقه متهم کرد.

بر اساس قوانین بین المللی تنها کشتی‌های متعلق به کشورهایی که در جنگ با مصر هستند، نمی‌توانند از کانال سوئز عبور کنند. ناوها و کشتی‌های جنگی برای عبور از سوئز باید از وزارتخانه‌های دفاع و خارجه مصر مجوز دریافت کنند.

نتانیاهو در واکنش به این سیاحت دریایی ایران گفت: با این حرکت ایران می‌بینیم که در چه منطقه بی‌ثباتی زندگی می‌کنیم. در منطقه ای زندگی می‌کنیم که ایران عزم خود را برای خلق فضایی که در آن قدرت نخست باشد، جزم کرده است. ایرانی‌ها برای این قدرت‌نمایی ناوهای خود را از سوئز عبور دادند.

نخست وزیر رژیم صهیونیستی این حرکت ایران را نقض قوانین بین المللی دانسته و تاکید کرد که جامعه جهانی باید با تهران برخورد کند!

مانور دریایی ایران موجی از تحلیل‌ها و تفسیرها را به راه انداخته است. برخی تحلیل‌گران آن را حرکت ایران برای آب کردن یخ حاکم بر روابط با قاهره می‌دانند. دیگران آن را نشانه همین امر می‌پندارند. رسانه‌های اسرائیلی ارتش مصر را که پس از وداع حسنی مبارک زمام امور را در اختیار دارد، به همکاری و دست به یکی کردن با ایران متهم کردند. این حرکت مصری‌ها در حقیقت مسیر را برای عادی سازی رابطه با تهران تا پیش از انتخابات ماه سپتامبر هموار کردند. ارتش مصر پیش از این رخداد در بیانیه ای تاکید کرده بود که مصر پس از حسنی مبارک به تمامی‌ توافقنامه‌های بین المللی وفادار است که کمپ دیوید هم در زمره همین توافقنامه‌ها بود. اکنون برخی صدور مجوز برای ناوهای ایرانی را نقض کلام سابق ارتش می‌دانند.

روزنامه اسرائیلی هاآرتص چندی پیش  تاکید کرد که اسرائیل دیگر نمی‌تواند روی قول اسرائیل برای مقابله با ایران در منطقه حساب باز کند. معنای تلویحی این کلام این است که اسرائیل نگران از دست دادن مصر است، نگران آنکه مصر دیگر در کنار اسرائیل نایستد. نگران انکه مصر دوشادوش ایران بایستد. محافظه کاران عزم خود را برای انزوای ایران جزم کرده اند اما مصر می‌تواند با این حرکت های اخیر این معادله را بر هم بزند. در بحرانی که در خاورمیانه و شمال افریقا به راه افتاده است این حکومت‌های مورد حمایت و یا حداقل نزدیک به آمریکا هستند که یک به یک سقوط می‌کنند و البته جای خود را به حکومت‌ها و جریان‌هایی می‌دهند که به نوعی به ایران، حزب الله لبنان و حماس نزدیک‌تر هستند. در شرایطی که دومینو به راه افتاده بحرین را هم کله پا کند بی‌شک بر حجم نارضایتی‌های ایالات متحده افزوده خواهد شد. درست است که آمریکایی‌ها ایران را به شیطنت در بحرین متهم می‌کنند اما در حقیقت شیعیان بحرین چشمی‌ به نجف اشرف و آیت الله سیستانی دارند.

از بحث شیعیان بحرین و عدم برخورداری آنها از قدرت هم که بگذریم باز هم هر حرکتی که در این کشور کوچک به نفع اکثریت شیعه رخ دهد در حقیقت توپ در زمین ایران محسوب می‌شود. این ماجرا نه تنها زنگ خطری برای بحرین بلکه برای دیگر اعراب خواهد بود که در برابر قدرت گیری بیش از پیش ایران از خود واکنش نشان دهند. اعضای شورای همکاری خلیج فارس که در سال 1981 تاسیس شد بی‌شک به فکر راهکاری برای مقابله با ایران خواهند افتاد. کشورهای بحرین، کویت، عمان، قطر، عربستان سعودی و امارات متحده عربی بی‌شک دست به کار خواهند شد.

این به رسمیت شناختن قدرت ایران در منطقه و به حاشیه رانده شدن آمریکا در حرکت عربستان سعودی در مواجه با عبور ناورهای ایرانی کاملا مشهود بود. عربستان سعودی چاره ای نداشت جز تن دادن هرچند ناخواسته به عبور ناوهای ایرانی از کانال سوئز و رسیدن به سوریه. البته شاید هم شاخه زیتونی که ریاض به ایران تقدیم می‌کند در حقیقت ریشه گرفته در ترس از طغیان شیعیان در برابر خاندان سعود است.

این ماجراها در حقیقت پرسش‌های جدیدی در خصوص ماهیت رابطه ایران – آمریکا عیان می‌کند. در سایه اختلاف‌هایی که حل و فصل آنها چندان هم آسان نیست، منافع مشترکی هم در خاورمیانه برای هر دو طرف وجود دارد که باید لحاظ شود. شاید ایالات متحده باید دیدگاه خود نسبت به پرونده هسته‌ای ایران را تغییر دهد. شاید واشنگتن باید تحریم‌های ایران را نادیده گرفته و فکر منزوی کردن ایران را هم از سر بیرون کند. با توسل به این راهکارها واشنگتن می‌تواند اعتماد ایران را به دست آورد. این دو کشور می‌توانند در حوزه‌هایی مانند مبارزه با طالبان در افغانستان و پاکستان، مبارزه با وهابی‌گری افراطی و قاچاق مواد مخدر با هم همکاری کنند. امریکا برای قرار گرفتن در این مسیر باید به تبادل سوخت با ایران تن دهد و البته برای برقراری آرامش در منطقه ملتهب خاورمیانه هم به نهادی مانند سازمان ملل اطمینان کند. واشنگتن باید مخالفت خود با رابطه حسنه تجاری و اقتصادی میان هند و ایران را هم به تاریخ پرتاب کند و مخالفتی با گسترش خط لوله ایران – پاکستان – هند نداشته باشد.

البته این احتمال هم وجود دارد که ایالات متحده هیچ گاه با نقش ایران در خاورمیانه کنار نیاید. با این همه همانگونه که دریادار مایک مولن گفت واشنگتن سیاست‌های خود را با لنز ترس از ایران ادامه می‌دهد.

==================================================

تحلیل سوم//

با عبور ناوهاى ایرانى ایران و مصر آشتى کردند


عبور دو رزم ناو ایرانى از کانال سوئز پس از 32 سال، یکى از خبرهاى جنجالى رسانه‌هاى جهان شده است. در این میان اسرائیل از همه بیشتر ابراز نگرانى کرده و کشورهاى عربى نیز با بیم و هراس نظاره‌گر عبور این دو ناو شده‌اند. مقصد این دو رزم‌ناو سوریه اعلام شده ولى عبورشان از کانال سوئز، یکى از حساس‌ترین گذرگاه‌هاى جهان آن هم در بحبوحه تحولات خاورمیانه و شمال آفریقا، اتفاقى بزرگ محسوب مى‌شود. بسیارى نسبت به حساسیت اسرائیل که تا کنون چند بار در برابر عبور این رزم‌ناوها ابراز نگرانى کرده، هشدار داده‌اند. به خصوص که آویگدور لیبرمن، وزیر امور خارجه دولت تندروى اسرائیل هشدار داده است که در صورت عبور این دو رزم‌ناو اسرائیل به آن حمله خواهد کرد.

با این حال به نوشته پایگاه خبرى فلسطین آن لاین، تحلیلگران سیاسى بروز تنش و رویارویى نظامى میان ایران و اسرائیل در پى عبور این دو رزم‌ناو از کانال سوئز را که روز گذشته اجازه آن توسط مقامات مصرى صادر شده، دور از ذهن مى‌دانند. کارشناسان نسبت به تهدید اسرائیل به بمباران این دو رزم‌ناو مى‌گویند که اگر اسرائیل چنین کارى بکند خود را در تنگناى بدى قرار خواهد داد و در حقیقت خود را به آتش‌مى‌کشد.

برخى نیز مى‌گویند، اسرائیل به جاى حمله نظامى به این دو رزم‌ناو از برگه‌هاى دیگر خود استفاده مى‌کند، مثلا ارتش مصر را از طریق سینا تحت فشار قرار خواهد گذاشت یا این که در کمک‌هاى مالى سالانه امریکا به مصر خلل ایجاد خواهد کرد. کما این که عده‌اى نیز مى‌گویند، مصر حق دارد به هر کشورى که با آن سر جنگ ندارد، اجازه دهد که ناوها و کشتى‌هاى خود را از کانال سوئز عبور دهد.

مقامات مصرى پس از دریافت نامه درخواست دفتر حافظ منافع جمهورى اسلامى ایران در قاهره براى عبور این دو روزم ناو از کانال سوئز اجازه عبور آنها از این کانال را دادند.

در طول دوران ریاست جمهورى محمد حسنى مبارک، رئیس جمهورى مخلوع مصر هیچ گاه به ایران اجازه داده نشد که ناو‌هاى خود را از این کانال عبور دهد.

ودیع ابو نصار، کارشناس مسائل اسرائیل در دانشگاه قاهره در این باره مى‌گوید: «نگرانى اسرائیل فقط براى عبور این دو کشتى از کانال سوئز نیست. بلکه نگرانى این رژیم بیشتر از این است که اصولا دو ناو نظامى ایرانى وارد دریاى مدیترانه شده است. اسرائیل همواره گمان مى‌کرد که آب‌هاى دریاى مدیترانه دور از منطقه نفوذى ایران است.»

وى درباره تهدید لیبرمن مبنى بر حمله به این دو رزم‌ناو گفت: «حداقل به این زودى‌ها این حمله انجام نخواهد شد چرا که در این صورت اسرائیل از لحاظ قانونى خود را در یک تنگناى بسیار سخت قرار خواهد داد. کشتى‌هاى ایرانى براى عملیات نظامى علنى وارد دریاى مدیترانه نشده‌اند. به همین دلیل اسرائیل یا امریکا هیچ دستاویز نظامى‌اى براى انجام عملیات نظامى در اختیار ندارند و حتى نمى‌توانند مانع اجازه ارتش مصر براى صدور اجازه این عبور شوند. بر اساس توافق‌هاى موجود و قوانین معمول جهانى کانال سوئز براى عبور همه ناوگان‌هاى دریایى آزاد است.»     

او درباره احتمال حمله نظامى از سوى اسرائیل علیه این ناو گفت: «چنین چیزى بعید است. امکان دارد اسرائیل از امکانات دیگر خود استفاده کند. مثلا ممکن است از طریق ماهواره علیه این ناو دست به تجسس بزند مثل کارى که با ناو یونانى‌اى که در حال انتقال پناهندگان فلسطینى بود، انجام داد و جلوى آن را گرفت.»

به گفته خبرگزارى فارس این دو ناو هر کدام 33 هزار تن وزن دارند و توپى که بر روى آنها نصب شده ساخت بریتانیا است و وزن هر کدام 1500 تن است. هر ناو 250 خدمه دارد و سه توپ بر آنها نصب شده و مجهز به رادار و موشک‌هاى ضد ناو هستند.

دکتر عبدالله اشعل، معاون سابق وزیر امور خارجه مصر نیز در این باره مى‌گوید: «اجازه مصر به کشتى‌هاى ایرانى براى عبور از کانال سوئز به مثابه احترام به توافقات صورت گرفته با کشورهایى است که با آنها در وضعیتى جنگى قرار ندارد. ایران هم با مصر در وضعیت جنگ نیست و در نتیجه بر اساس قانون منعى براى عبور کشتى‌هاى آن از کانال سوئز وجود ندارد.»

وى تاکید کرد، آن چه مانع عبور کشتى‌هاى ایرانى مى‌شد وجود نظام سابق بود نه نظام کنونى و این نظام به هیچ وجه قصد ندارد همان رویکرد را پیش بگیرد.

اشعل همچنین گفت: «نظام سابق هم تحت فشار امریکا و اسرائیل مانع عبور ناوگان دریایى ایران از کانال سوئز مى‌شد و الا اگر آن فشارها نبود آن نظام نیز مانعى براى عبور ناوهاى ایرانى از این کانال نداشت.»

وى همچنین نسبت به هر گونه حمله‌اى به ناوهاى ایرانى هشدار داد و گفت: «هر گونه حمله نظامى به ناوهاى ایرانى مادامى که در داخل مصر باشند به معناى اعلام جنگ به مصر است و قاهره حق خود مى‌داند که بر اساس توافقات جهانى در صورت چنین تعدى‌اى اقدام به بستن کانال سوئز کند.»

معاون سابق وزیر امور خارجه مصر درباره وجود این احتمال که ممکن است مصر به دلیل اجازه دادن به ناوهاى ایرانى براى عبور از کانال سوئز از سوى امریکا از طریق کمک‌هاى مالى سالانه مورد تنبیه قرار بگیرد، گفت: «آنچه واشنگتن به مصر مى‌دهد، کمک نیست بلکه حق السکوتى است که امریکا به دولت سابق مصر مى‌داد تا در برابر راهکارهاى اشتباه امریکا و اسرائیل در منطقه ساکت باشد. فکر مى‌کنم مصالح مصر در حال حاضر از لحاظ سیاسى بیشتر عقلانى و مدبرانه شده است.»