زیر دریایی که متخصصان امریکایی به آن لقب حفره سیاه دادند
زیر دریایی که متخصصان امریکایی به آن لقب حفره سیاه دادند
پاييز سال گذشته فرماندهان ارشد نيروي دريايي ارتش جمهوري اسلامي ايران، خبر از اعزام واحدهاي زيرسطحي نيروي دريايي ارتش به خليج عدن در قالب ناوگروه نداجا در ادامه مأموريتهاي محوله حضور در آبهاي بينالمللي دادند که اين مهم با حضور 66 روزه زيردريايي يونس در آبهاي آزاد محقق شد. در سلسله مأموريتهايي که از حدود دو سال پيش به منظور حفاظت از ناوگان کشتيراني کشور در مناطقي که تحت هجوم دزدان دريايي مسلح قرار ميگرفتند آغاز شد، واحدهاي اعزامي عمدتا مبادرت به حفاظت از کشتيهايي ميکردند که به سمت ايران يا از مبداء ايران تردد داشتند. اما پس از گذشت اين مدت و انجام حدود 850 مأموريت، براي اولين بار است که غير از کشتيهاي رزمي در کلاس ناوهاي محافظ و شناورهاي لجستيکي، حضور زيردرياييهاي ايران در مناطق مذکور محقق ميشود.
با توجه به بعد مسافت حدود 2800 تا 3000 کيلومتر از بندرعباس تا خليج عدن، زيرسطحيهاي ايران از نوع کيلو، توان حضور در اين مأموريت را داشتند. ايران در اوائل دهه 90 ميلادي سه فروند از اين نوع زيردريايي را از روسيه خريداري کرد که پس از حضور بيش از 15 ساله در ناوگان و ارتقاي برخي سامانهها به دستان متخصصان داخلي و کسب تجربه توسط خدمه، هماکنون اين واحدها از آمادگي کامل براي حضور در آبهاي دوردست از پايگاه اصلي خويش برخوردار شدهاند. حضور اين واحدها با توانايي اجراي مستقل عمليات و زمان طولاني باقي ماندن در زير آب که به گفته منابع معتبر بينالمللي حدود 45 روز است، قابليتهاي عملياتي ناوگروه اعزامي را به ميزان بسياري بالا برده است.
هرچند با اعمال تغييراتي مهم در اين زيرسطحيها، امکان فعاليت بيشتر در اعماق درياها فراهم شد. شناسايي و کسب اطلاعات از تعداد زياد شناورهاي رزمي کشورهاي مختلف دنيا که در درياي سرخ و خليج عدن حضور دارند علاوه بر پشتيباني از واحدهاي سطحي خودي حاضر در منطقه، از جمله وظايف زيرسطحي يا زيرسطحيهاي اعزامي بود. با توجه به عملياتي بودن بيش از 10 فروند زيردريايي کلاس غدير در آبهاي خليج هميشه فارس که توانايي اجراي عمليات در آبهاي کمعمق و امکان پايين شناسايي شدن، امکان اعزام واحدهاي زيرسطحي کيلو را به عمليات فرامنطقهاي، بدون به خطر افتادن توان زيرسطحي کشور در منطقه را فراهم ميکند. زيردريايي کيلو از جمله پيشرفتهترين نمونههاي کلاس ديزل الکتريک در دنياست که نيروي دريايي آمريکا، لقب «حفره سياه» را به آن داده است.
کيلو در واقع يکي از کمسر و صداترين زيرسطحيهاي دنياست که اين ويژگي به مدد عايقبندي صوتي کامل بدنه آن ممکن شده که در کنار پوششهاي جاذب امواج سونار، روي بدنه و استفاده از پروانههاي هفت پرهاي که صداي بسيار کمي توليد ميکند، شناسايي آن را بسيار مشکل کرده، به طوري که برخي منابع احتمال شناسايي آن را نسبت به انواع همکلاس، حدود يک چهارم برآورد کردهاند که موجب توانمندي بيشتر اين زيرسطحي در مقابله با زيردرياييهاي کلاس دلفين نيروي دريايي رژيم اشغالگر قدس ميشود. زيردريايي کيلو داراي طول 70 تا 74 متر و وزن روي آب حدود 2300 تن، شش مقر 533 م.م. شليک اژدر و 18 اژدر بلندبرد با سامانه خودکار بارگذاري ميباشد. 24
مين دريايي نيز در واحد وجود دارد که داراي قابليت برنامهريزي و استقرار در اعماق مختلفي هستند. براساس اطلاعات رسانههاي غربي، زيردريايي کيلو همچنين به 8 فروند موشک پدافند هوايي کوتاهبرد مجهز است که به افزايش توانمندي دفاع از خود براي اين واحد ميانجامد. زيردرياييهاي کلاس کيلو امکان حمل و شليک موشکهاي کروز دريايي اساسان-27 را دارند که از محفظه اژدرها پرتاب ميشود. اين موشک داراي انواع ضدکشتي، ضدزيردريايي و نيز ضداهداف زميني ميباشد که در اختيار برخي کاربران کيلو از جمله چين ميباشد. البته چندي پيش، خبر شليک موشک از واحدهاي زيرسطحي کشور، از رسانههاي عمومي اعلام شد.
علاوه بر پشتيباني رزمي از واحدهاي سطحي خودي، حضور زيرسطحيهاي نداجا در خليج عدن و درياي سرخ، به معني ناامني بسيار بيشتر مسير مواصلاتي کشتيهاي نيروهاي فرامنطقهاي و رژيم صهيونيستي به خليجفارس خواهد شد و همچنين اجراي نقش به عنوان واحد هشدار اوليه در برابر عبور اين شناورها که بهترين مسير آنها، عبور از کانال سوئز و درياي سرخ و خليج عدن (محل حضور ناوگروه رزمي نداجا) و سپس دستيابي به آبهاي اقيانوس هند و درياي عمان است، ميتواند در زمره وظايف عملياتي اين واحد پيشرفته و توانمند در مأموريت پيشرو باشد. حضور کيلو با بيشينه برد حدود 11000 کيلومتر، در فاصله نهچندان زياد از سواحل فلسطين اشغالي به همراه ناوهاي رزمي و لجستيکي اين مزيت را داشت که در صورت وقوع درگيري با ايران، در صورت مجهز بودن اين واحدها به موشک کروز اساسان-27 (مدل ضدسطحي)، ايران توان ضربه زدن به خاک دشمن را به جز استفاده از موشکهاي بالستيک دوربرد به عنوان يک راهکار محتمل خواهد داشت و بدون اين سلاح نيز با داشتن تعداد زياد اژدر و مينهاي دريايي، امکان شکار تعدادي از شناورهاي گرانقيمت دشمن را دارد.
آخر اين که حضور واحدهاي زيرسطحي نيروي دريايي ارتش جمهوري اسلامي ايران، نشان از افزايش توانمندي کشور در کاربري نيروي دريايي به عنوان يک نيروي راهبردي و تأمين و حفاظت از منافع کشور در دريا که بخش عظيمي از اقتصاد کشور به آن مرتبط ميباشد، دارد. شايد شکستن رکورد هانز شوفر آلماني، فرماندهاي که 65 روز در آبها مأموريت بينالمللي داشت، براي ما يک افتخار محسوب شود اما بيش از اين رکوردها و نامها، همت فرزندان اين مرز و بوم بود که توانست «يونس» را به کابوس هر متجاوزي تبديل کند.
هانز شوفر يکي از معروفترين و شايد يکي از جوانترين فرماندهان زيردريايي نيروي دريايي آلمان در طول جنگ دوم جهاني بود. او به سال 1921 در آلمان متولد شده و در سالهاي ابتدايي جنگ بيشتر مشغول آموزش در پايگاههاي نيروي دريايي آلمان بود و در اکثر دوران خدمت خود نيز به عنوان افسر زيردست در مأموريتها شرکت ميکرد اما اين که چه چيز اين قدر مشهورش کرد را بايد در روزهاي پاياني جنگ جهاني دوم و زماني که او در دريا بود و خبر خودکشي آدولف هيتلر و تسليم آلمان را شنيد جستوجو کرد. دوم مي 1945 زيردريايي يو 977 به قصد مأموريت در کانال انگلستان بندر نروژي کريستيانسند را ترک کرد. با شنيدن خبر تسليم آلمان و اين دستور که کليه زيردرياييها بايد به سطح آب بيايند و خود را تسليم کنند، شوفر و مردانش تصميم گرفتند به آرژانتين فرار کنند.
در آن زمان او به مردان متأهل در زيردريايي اجازه داد تا شناور را ترک کنند و به سمت نروژ بروند. 16 نفر از افراد او زيردريايي را ترک کردند و باقي افراد در زيردريايي يو 977 به سمت آرژانتين حرکت کردند. اين سفر طولاني 108 روز به طول انجاميد که 66 روز آن زير آب بود و در تاريخ 17 آگوست 1945 اين زيردريايي وارد بندر ماردل پلاتاي آرژانتين شد و خود را به آرژانتينيها تسليم کرد. اين شناور بعدا به عنوان هدف تمريني توسط زيردرياييهاي آمريکايي در 13 نوامبر 1946 غرق شد. اما داستانهاي عجيبي که عدهاي در رابطه با اين زيردريايي مطرح کردند و اعلام کردند که آدولف هيتلر با اين زيردريايي به آمريکاي جنوبي فرار کرده موجب شد شوفر در سال 1952 ميلادي کتاب يو 977 را به رشته تحرير درآورد و خاطراتش از آن دوران را بازگو کند. شوفر سال 1979 ميلادي در آرژانتين درگذشت. وي در دوران فرماندهي و در طول تنها سفرش به عنوان فرمانده هيچ کشتي يا زيردريايي را غرق نکرد.
ذکر اين نکته نيز ضروري است که هرچند زيردرياييهاي کيلوکلاس ايران با ثبت رکوردي جهاني، موجب شگفتي کارشناسان نظامي جهان شدند اما نبايد از توانمندي نيروهاي مسلح کشورمان در طراحي و ساخت زيردريايي کلاس غدير نيز به سادگي گذشت. نقش تعيينکننده اين زيردرياييها در نبردهاي دريايي گذشته در جهان و قابليتهاي بالاي آن در مخفي ماندن از ديد دشمن، آن را تبديل به يک سلاح استراتژيک کرده که حتي در اختيار داشتن تعداد معدودي از آن ميتواند در زمان صلح نقش بازدارندگي مؤثر و در زمان جنگ، برتريهاي رزمي مؤثري به دنبال داشته باشند. اين زيردرياييها براي رديابي و انهدام زيردرياييها و کشتيهاي دشمن طراحي شده و با شليک موشک و اژدر از نيروهاي ديگر پشتيباني ميکنند.
با توجه به اين که خليجفارس از جمله درياهاي کمعمق دنياست که زيردرياييهاي بزرگ امکان حضور در آن را ندارند به نظر ميرسد زيرسطحي کلاس غدير، به عنوان بهترين گزينه براي عمليات در اين دريا مطرح باشد که اکنون به تعداد قابل توجهي در سرتاسر اين منطقه مهم و استراتژيک مشغول صيانت از مرزهاي جمهوري اسلامي ايران هستند. با تشکيل زنجيرهاي متشکل از زيردرياييهاي تاريخساز کلاس طارق، کلاس غدير و در آينده نزديک کلاس قائم، ميتوان ادعا کرد سلطه بيش از نيم قرن قدرتهاي سلطهگر در عرصه پهناور و بدون رقيب زير دريا به پايان رسيده و اهالي پارس پيش از فتح آسمانها، رسيدن به اعماق درياها را تجربه کردهاند.
شايد کمتر کسي بتواند دو ويژگي تخصص و سلحشوري را در بالاترين سطح خود در کنار هم جمع کند. دکتر مصطفي چمران قبل از آن که شاگرد اول دانشگاه برکلي آمريکا در رشته دکتراي فيزيک پلاسما و الکترونيک باشد، يک چريک مسلمان بود. گفتنيها در مورد چمران زياد است و دوستان و همرزمان او بسياري از نکتههاي زندگي پرفرازونشيب او را بارها به زبان آوردهاند اما محمد نخستين، يکي از ياران و نزديکان دکتر در ستاد جنگهاي نامنظم در گفتوگويي با روزنامه خراسان با نگاهي متفاوت، به گوشهاي ديگر از توانمنديها و افتخارات اين وزير دفاع شهيد کشورمان اشاره کرد.
با توجه به اين که دکتر چمران در آن مقطع علاوه بر مسئوليت وزارت دفاع يک فرد تحصيل کرده و دانشمند هم محسوب ميشدند، چه اقداماتي درخصوص نوآوري و ساخت تجهيزات داشتند؟
شرايط در زمان جنگ به گونهاي بود که تمام دنيا ما را تحريم کرده بودند و اين تحريم در زمينه نظامي شديدتر بود. بنابراين دکتر هيچ عقيدهاي براي خريد تجهيزات از خارج کشور نداشت. يادم هست در دانشگاه جنديشاپور اهواز مرکزي به نام مرکز تحقيقات تشکيل داد که متشکل از چندين سوله بزرگ بود که البته برخي از آنها هم سري بود و حتي ما که براي گرفتن تجهيزات ميرفتيم هم برخي از اين سولهها را نميديديم. يادم هست که گروهي از عراقيهاي نخبه که بعدها عضو سپاه بدر شدند را آورده بودند تا علاوه بر تعميرات تانکها و تجهيزات، به بچهها آموزش هم بدهند.
درخصوص نوآوريهاي دکتر چمران يا اعضاي ستاد نمونه خاصي در نظر داريد؟
در مقطعي از جنگ ما با انداختن آب روي عراقيها آنها را مجبور به عقبنشيني کرديم و دکتر ميگفت من با همين روش ميتوانم ارتش عراق را تا مرزهاي دو کشور عقب بزنم. عراقيها براي جلوگيري از اين کار سدهاي بزرگي در مقابل ما ساخته بودند تا از نفوذ آب جلوگيري کنند. دکتر براي انهدام اين دژها سفارش ساخت يک موشک خاص را دادند. طراح اين موشک مهندس مجد بود که يک موشک 9 متري ساخت که شايد اولين موشک ساخت ايران بود. اين موشک که بعد از شهادت دکتر چمران، نام او را «مصطفي – مصطفي» گذاشتند، با قدرت شليک شده و به داخل دژ نفوذ ميکرد و بعد از 40 ثانيه منفجر ميشد. دکتر معتقد بود هرچيز مورد نياز را بايد خودمان بسازيم. يک مرتبه به ايشان گفتيم شما از امام بخواهيد تا دستور دهند کمبود تجهيزات حل شود. دکتر جواب داد ما آمديم تا باري را از دوش انقلاب برداريم نه اين که يکبار اضافه ديگر هم تحميل کنيم.
شنيديم که دکتر چمران اولين زيردريايي ساخت داخل را طراحي کردند، کمي در اين خصوص توضيح دهيد.
دکتر زيردريايي طراحي کرد که با حدود 6 متر طول، دو نفر ظرفيت داشت و حتي در رودخانه کارون هم تست شد اما مدتها بعد از شهادت دکتر اين زيردريايي در پارکينگي در خيابان طالقاني که محل ستاد جنگهاي نامنظم بود قرار داشت و بعد معلوم نشد چه بر سر آن آمد. آن زمان اصلا کسي دنبال زيردريايي نبود ولي دکتر ميدانست چه ميخواهد.
فکر ميکنيد اگر همان رويه دکتر چمران ادامه پيدا ميکرد، چه زماني ايران به خودکفايي در بحث زيرسطحيها ميرسيد؟
قطعا خيلي سريع تر اما وقتي پول زيادي در دست باشد، هرز ميرود. همين امر باعث شد تا ما چند زيردريايي قديمي از روسيه خريداري کنيم. البته خريد هميشه بد نيست اما خريد بايد براي آشنايي با تکنولوژي تجهيزات روز دنيا باشد نه اين که بخواهيم تمام نيازها را از خارج تهيه کنيم. من معتقدم همان خريد زيردريايي از روسيه ما را چند سال عقب انداخت.